حس تنهایی و پوچی در زندگی مشترک

حس تنهایی و پوچی

 

تنهایی احساس بسیار دردناکی است. ممکن است تصور کنید که آدم‌های تنها کسانی هستند که در هیچ رابطه‌ای نیستند اما به همان تعداد کسانی هستند که در رابطه هستند ولی احساس تنهایی می‌کنند. وارد شدن به رابطه همیشه تنهایی شما را از بین نمی‌برد، حتی گاهی اوقات ممکن است ایجادکننده تنهایی باشد!

تنهایی احساسی است که وقتی می‌خواهیم با کسی ارتباط بگیریم و آن فرد در دسترس نیست، در روحمان حس می‌کنیم. این اتفاق ممکن است وقتی تنها هستیم بیفتد اما در روابطی که یکی از دو طرف یا هر دو آنها برای ارتباط در دسترس نیستند–چه بخاطر ناراحتی یا عصبانیت یا خستگی و بیماری و مشغله– هم پیش می‌آید.

تنهایی به معنای تنها بودن نیست. حس پوچی که از تنها بودن نشات می‌گیرد از شکل‌های مختلف رها کردن خود مثل نپرداختن به احساسات خود، قضاوت کردن خود، رو آوردن به اعتیادهای مختلف برای جلوگیری از احساسات دردناک خود یا مسئول دانستن فردی دیگر برای این احساسات، ایجاد می‌شود. وقتی خودمان خودمان را رها کنیم، همیشه احساس رها و طردشدگی با ما خواهد بود. همچنین به این دلیل این حس را خواهیم داشت که با خودمان در ارتباط نیستیم؛ بنابراین نمی‌توانیم با دیگران هم ارتباط برقرار کنیم. احساس تنها بودن و تنهایی می‌تواند منجر به حس عمیق دلسردی و ناامیدی شود.

فقط به این دلیل که تنها هستیم به این معنی نیست که آن حس دردناک پوچی درونی یا تنهایی را احساس خواهیم کرد. اگر خودمان را دوست بداریم و به خودمان ارزش بگذاریم، آنوقت می‌توانیم از تنهایی‌مان لذت ببریم و وقتی دیگران در دسترس هستند با آنها ارتباط برقرار کنیم.

 

 

چه چیزی در رابطه ایجاد تنهایی می‌کند؟

  • زمانی با طرفتان احساس تنهایی خواهید کرد که چون می‌خواهید از خودتان دربرابر آسیب محافظت کنید، دریچه‌های قلبتان را بسته باشید. در چنین شرایطی نمی‌توانید ارتباط برقرار کنید.

 

  • زمانی با طرفتان احساس تنهایی خواهید کرد که او قلبش را بسته باشد یا عصبانی باشد و نخواهد صحبت کند. وقتی طرفتان بخاطر کار، تلویزیون، الکل و غذا، سرگرمی‌، اینترنت و امثال آن از حرف زدن با شما اجتناب کند.

 

  • زمانی با طرفتان احساس تنهایی خواهید کرد که با نادیده گرفتن خودتان می‌خواهید روی احساسات او کنترل پیدا کنید. عدم تمایل به ارتباط و گفتگوی آزاد درمورد مسائل مهم دیوارهایی بین شما ایجاد خواهد کرد.

 

  • زمانی با طرفتان احساس تنهایی خواهید کرد که به جای اینکه با قلبی باز با هم باشید، فقط در ذهن همدیگر بمانید، عقلگرایی گاهی اوقات جالب است اما بعد از مدتی احساس یکنواختی و تنهایی خواهید کرد.

 

  • زمانی با طرفتان احساس تنهایی خواهید کرد که طرفتان بخاطر افکار، احساسات، ظاهر یا رفتارهایتان شما را قضاوت کند. قضاوت کردن بی‌ارتباطی ایجاد می‌کند و این به تنهایی منجر می‌شود.

 

  • زمانی با طرفتان احساس تنهایی خواهید کرد که شما یا طرفتان بخاطر خستگی، مشغله یا بیماری نتواند ارتباط ایجاد کند.

هر کاری که شما یا طرفتان انجام دهید که ارتباط بین شما را کاهش داده یا قطع کند، موجب تنهایی در رابطه می‌شود. وقتی از ته دل با هم ارتباط برقرار کنید، تنهایی به خودی خود از بین می‌رود. زمانیکه یکی از طرفین برای محافظت یا کنترل قلب خود را ببندد، بی‌ارتباطی پیش می‌آید.

 

ارتباطمان حفظ می‌شود وقتی:

  • تمایل داشته باشیم آسیب‌پذیر باشیم یا اعتماد ایجاد کنیم، بدون قضاوت یا تقصیر حقیقت را به زبان بیاوریم.

 

  • تمایل داشته باشیم که احساسات دردناک خود را حس کرده و با علاقه آنها را مدیریت کنیم و از آنها درس بگیریم. مسئولیت احساساتمان را بپذیریم نه اینکه با رفتارهای محافظه‌کارانه از آنها اجتناب کنیم. وقتی با خودمان ارتباط برقرار کنیم، می‌توانیم با طرف‌مقابل نیز ارتباط بگیریم.

 

  • تمایل داشته باشیم که درمورد خودمان و طرف‌مقابلمان شناخت بیشتری پیدا کنیم مخصوصاً در مشاجرات و اختلاف‌ها.

 

  • با خودمان و طرف‌مقابلمان با محبت رفتار کنیم.

 

  • برای حرف زدن، بازی کردن، عشق‌بازی کردن، خندیدن، یاد گرفتن و رشد کردن با همدیگر وقت بگذاریم. به رشد شخصی و رابطه‌ای علاقه داشته باشیم. بتوانیم عشقمان را به هم تقسیم کنیم و این اولویت زندگی ما باشد.

وقتی هر کدام از شما به رشد توانایی خود برای دوست داشتن خود و همدیگر متعهد باشید، احتمال حفظ رابطه‌تان بسیار بالا خواهد بود. زوج‌هایی که با خودشان و همدیگر ارتباط داشته باشند کمتر احساس تنهایی می‌کنند

 

 

بهانه جویی ودلیل تراشی برای کارها

بهانه ها عبارتند از توجیه افراد درباره مردم، موقعیت ها و شرایط. ‌بهانه ها مجموعه‌ای ازدلایل ساختگی برای دفاع از عملکرد و رفتارهاست . دلایل ساختگی برای به تعویق انداختن کارها یا سلب مسئولیت.

عذر و بهانه یعنی نسبت دادن یک مشکل درونی به عوامل بیرونی

مردم همواره به  دلایل مختلفی سعی می‌کنند بهانه تراشی کنند. هر کسی ممکن است دلایل خاصی برای این کار داشته باشد. اما  اکثر اوقات ما به دلایل عمومی و کلیدی زیر متوسل به عذر و بهانه می شویم:

 

ترس از شکست

ترس از شرمندگی و خجولی

ترس از موفقیت

ترس از تغییر

ترس از عدم قطعیت

ترس از مسئولیت

ترس از اشتباه کردن

عدم اعتماد به نفس یا کمبود امکانات

برای حذف موفقیت آمیز بهانه ها ابتدا بایداین ترس ها یا تاثیرات منفی آنها را از بین برد.  ترس افراد را به خطر انداخته و دست و پای آنها را  می بندد .باعث می‌شود که افراد به هیچ وجه از منطقه امن خود خارج نشوند.بیشتر اوقات مردم درک صحیحی از مفهوم ترس ندارند. عموماً ترس ناشی از کمبود اطلاعات، درک نادرست، کمبود تجربه و امکانات و همچنین فقدان دیدگاه‌های درست ومتنوع می باشد. اگر به هر دلیلی با یکی از این موارد روبرو هستید طبیعتا با مشکل کمبود اعتماد به نفس نیز مواجه می باشید. با این اوصاف نتیجه ترس داشتن این خواهد شد که در انجام فعالیت های لازم و ضروری برای رسیدن به اهداف و خواسته ها موفق نخواهید بود. در نتیجه برای توجیه ناکامی ها دست به دامن عذر و بهانه ها  شده و اوضاع و شرایط را مقصر می دانید.به طور مذبوحانه ای تلاش می کنید تا با این کارعزت نفس و اعتماد به نفس پایین خود را افزایش دهید. اما نمی دانید که با این روش در حال ساخت اعتبار و امنیت تصنعی برای خود هستید.این روش مانند مصرف مسکن برای از بین بردن درد است. در واقع درد هنوز وجود دارد و تا زمانی که ریشه و علت آن مشخص نشده و درمان نگردد،وجود خواهد داشت.

متاسفانه بهانه جویی و متوسل شدن به عذر و بهانه ها ،عواقب وحشتناک و ماندگاری دارد. نه تنها مانع استفاده حداکثری از توانمندی های شما می شود بلکه عاملی است تا توانمندی ها و مهارت های شما ناشناخته باقی بمانند .همینطور امکان شناسایی فرصتهای مناسب را نیز سلب می کند. اگر خود را به چالش نکشید، هیچگاه نخواهید فهمید که قادر به انجام چه کارهایی بوده‌ یا هستید.

وقتی ذهن خود را طوری برنامه‌ریزی می‌کنید که به دنبال عذر و بهانه باشید هیچگاه فرصت های جدید  را نخواهید دید.

وقتی بهانه می آوریم تمرکز ما بر مشکلات، پشیمانی ها و مواردی که جواب نداده اند است.با توجه به این قضیه، برای ریشه کن کردن بهانه ها از زندگی، باید روی راه حل ها ، فرصت ها و روی مواردی که واقعا جواب می دهند تمرکز کرد.این تغییر رویه باعث تغییر دیدگاه شده و کمک می کند تا دیدگاه کاملتر و مناسبتری نسبت به شرایطی که در آن قرار داریم بدست بیاید.

یک دیدگاه ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *